غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
479
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
« 464 » زن حارثيه مادر منصور بود و منصور اين گونه سخن گفتن را اهانت امير تلقى كرده بود . « 465 » قلوذيه : دژى بوده نزديك ملطيه در كناره فرات در تركيه . اين دژ در خطوط مرزى ميان سميساط و ملتان بوده است . ( المنجد ) « 466 » او را النفس الزكيه مىگفتند . « 467 » اين نام در كتاب خاندان نوبختى ، نوشتهء شادروان عباس اقبال ، چنين است : خرشاذماه طيماذا مازرياذ خسرو ابهمشاد . ( خاندان نوبختى ، ص 44 ) « 468 » مراد ابو هريره محمد بن فرخ است . « 469 » يوسف بن ابراهيم البرم در سال 160 ه . ق خروج كرد . گويند از خوارج حروريه بود . « 470 » در سال 159 ه . ق . « 471 » شايد « كش » زيرا مقنّع در دژ بسنام و سنجرده از رستاق كش مكان داشته است . ( رك : الكامل ، وقايع سال 159 ) « 472 » متن : ايرينى . « 473 » تئوفيل در سال 169 ه . ق / 785 م درگذشت . « 474 » نام ديگر شهر ترو است . « 475 » مراد ايلياد و اديسه است . « 476 » صائفه . از واژهء صيف يعنى تابستان ، جنگهايى بود كه در تابستان انجام مىگرفت ، مخصوصا با روميان . زيرا آن نواحى سردسير بود و عرب از جز در تابستان ياراى پايدارى نبود . ناگفته نماند كه برخى از اين جنگها در زمستان هم اتفاق افتاده است . « 477 » ام ولد مادر فرزند . در اصطلاح فقه كنيزى است كه از مولاى خود آبستن شده و دختر يا پسرى زاييده باشد . روانيست كه مالك در حيات خود آن كنيز را بفروشد . بعد از مرگ مالك كنيز آزاد مىشود و به كسى به ارث نمىرسد . « 478 » بختيشوع پدر خاندانى مسيحى و مشهور ، از مردم جنديشاپور بود . از اين خاندان پزشكان بزرگى برخاستهاند . جيورجيس بن جبرئيل بن بختيشوع رئيس بيمارستان جنديشاپور بود . در سال 148 ه . ق براى معالجهء منصور ، خليفه عباسى ، به بغداد احضار شد . در سال 152 خود بيمار شد و تقاضاى مراجعت به جنديشاپور كرد . گويند وى اول كسى است كه به امر خليفه به ترجمهء آثار طبى به زبان عربى پرداخته است . ديگر از پزشكان اين خاندان ، بختيشوع بن جيورجيس ، متوفّا به سال 185 است ، و پسر جبرئيل به بختيشوع است متوفّا به سال 212 .